شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام.امیدوارم خوب باشی.حلال کردن درباره ازدواج با یکی دیگه شوخی بود.  

آدم هیچوقت عشقش و عزیزترین کسی که تو دنیا داره را نفرین نمیکنه.  

من به اندازه تموم دنیا دوستت دارم ولی دوست دارم گاهی اوقات هم که شده بیای سر به  

 

اینجا بزنی و نظر واسم بزاری چون تنها راه ارتباط ما با هم دیگست و نظرت هم واسم با 

 

 ارزش ومهمه.نمیدونم  چی بگم ولی بدون عاشقتم و همه کاری واست حاضرم بکنم حتی  

 

جونم را هم فدات میکنم.  

موفق باشی عشقم

سلام به تو که تموم زندگیه من هستی 

 

تو جواب حرفات بگم نیاز به  معذرت خواهی نیست . میدونم مشکلات داری همه ما مشکلاتی تو

 

 زندگی داریم . خدارا شاکرم که الان خواهربزرگترداری . اشکال نداره که الان قصد ازدواج نداری اتفاقا 

 

 خوبه که الان قصد ازدواج نداری چون من دارم کارام را مرتب میکنم تا وقتی که تو اومدی تو زندگیم 

  

 راحت باشی . دارم یه شرکت تاسیس میکنم میخواستم شیرینیه این کارا بهت بدم . دارم میرم تو 

 

 کار بساز بفروشی ساختمان یعنی تا دو ماه دیگه بیشتر نایین نیستم و دارم به کلی از نایین 

 

 میرم بیرون ولی همیشه بیاد و با تو هستم و واسه بدست آوردنت برمیگردم . امیدوارم تا  

 

امسال ازدواج نکنی چون با ازدواج تو من نابود میشم . جوابت منطقی بود که از دانشگاه اومدم 

 

 بیرون و دیگه مزاحمت نشدم . چون امیدوارم کردی که اگه اومدم خواستگاریت مثل بقیه فکر میکنی 

 

 خداییش بهترین جواب بود . من میدونم قسمت بود که ما دو تا سر راه هم قرار گرفتیم پس به قول 

 

 تو میزاریم قسمت و سر نوشت بقیش را هم برامون بسازه . اگه تا یک سال دیگه ازدواج کردی 

 

 هیچوقت حلالت نمیکنم نمیبخشمت . بینهایت دوستت دارم و عاشقتم تو بخش نظرات که پایین 

 

 همین نوشته هست جوابت رابنویس . همیشه کنارت هستم . عاشقتم .  

 

به امید دیدار

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...

سلام 

نمیدونم میای تو وب یا نه.مدتیه حال خرابی دارم خدا کنه درک کنی.تو واسه من   

امیدی شدی که دوباره وبلاگم را ادامه بدم وتوش بنویسم اما با رفتنت تمام زندگیه منا مختل 

 

 کردی.اگه اومدی دوست دارم امانتی را که بهت دادم را با جواب بهم برگردونی چون تنها 

 

 چیز با ارزشی که دارم اونه.به اندازه تمام لحظات عمرم دوستت دارم و خواهم داشت تا  

 

لحظه ی مرگم.عاشقتم نفس  

I love you m.p

مرسی از سورپریز قشنگت مهدی  


نمیدونی چقد خوشحالم کردی. 


از اینکه دارمت خوشحالم(لوووووووووس نشیا) 


شاید امسال من و تو عیدی هایی بودیم که خدا به فرشته هاش  

 

سپرده بود نزدیک عید ما رو بهم برسونن. 


خدا کنه لیاقت صداقت و مهربونی تو داشته داشته باشم 


"""""" تا ابد""""""

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

    ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...



    کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...


    کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم


    و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است


    میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...


    کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...


    میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

حس غریبی ست دوست داشتن

وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن .....

وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد

ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده

به بازی اش میگیریم .....

هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر !

هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!....

تقصیر از ما نیست ...

تمامی قصه های عاشقانه

این گونه به گوشمان خوانده شده اند !!!

دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام 

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام 

دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام 

من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام 

کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . .

سلام همدل و همراه همیشگیه من . خوشحالم اومدی خواستم 

 

 سوپرایز بشی.خیلی خیلی خیلی دوستت دارم.اصلا بگم عاشقتم 

 

 قشنگتره

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست


بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن


گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست


پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست


گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت


جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست


رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

چو عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصود   

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

سلام.امیدوارم همه خوب باشید وسرزنده.بعد از حدود یک سال برگشتم.واقعیت مشکلات ومسائل زندگی نذاشت به روز باشم.شعر زیر هم فقط و فقط جنبه ی طنز داره واقعیت این نیست گفتم که به هیچ عزیزی بر نخوره.ممنون

من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم

از زن و غر زدن روز و شبش آزادم
نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟

ایام سوگواری  بر همه تسلیت باد

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست 

گنجشک با خدا قهر بود

 روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .

 فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

 می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

 دردهایش را در خود نگاه میدارد…

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

 فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

گنجشک هیچ نگفت و…

 خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت :  لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

 تو همان را هم از من گرفتی.

 این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

 و سنگینی بغضی راه کلامش بست…

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

 خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو

 از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

 خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

 دشمنی ام برخاستی!

 اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

 ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...  

دستها دو دسته اند و دستها دوگونه اند

گونه ای ز دستها بزرگ وعاشق اند و آسمانی اند

گرچه در زمین زیست می کنند

زیستگاهشان جهان و داستان دیگری است

پر سخاوتند و مایه ی طراوتند

مثل باغهای پر درخت سیب

مثل جنگلی هزاربیشه باهزارهادرخت سایه دارومیوه دار

باغ خاطرات دلکش و طلایی مسافران

یا کتاب خاطرات هر مسافری که روزی از کنار آن گذشته است

گم شدم،طلوع صحبتم چه بود

دستها......

و تا آسمان هست.ستاره هست.امید هست.وعشق به گرمی نفس میکشد  

 

وآسمان چشم عاشق.ازابرهای بهانه خالی نیست واین چندقطره اشک من 

 

 تمهیدی اسن بربارشی سنگین.ای دوست غمگین مباش که تا چشم قلندر  

 

بیداراست گیسوان بلند انتظار شقایق آجین خواهد بود وتا رسیدن ارابه ی  

 

طلایی خورشید گل ستاره نخوهد پژمرد...

پل 4/4

Intro : Am, Dm6, E7, Am

Am.........E7.............Dm.........Am...........Dm.............Am

برای خواب معصومانه ی عشق      کمک کن بستری از گل بسازیم

Am.........E7.............Dm........Am...........Dm.............Am

برای کوچ شب هنگام وحشت        کمک کن با تن هم پل بسازیم
 

Am......................................G..........F...............Am

کمک کن سایه بونی از ترانه          برای خواب ابریشم بسازیم

Am......................................G..........F...............Am

کمک کن با کلام عاشقانه            برای زخم شب مرهم بسازیم
 

C..........................G7........Dm............................A7

بذار قسمت کنیم تنهایی مونو      میون سفره ی شب تو با من

Am.........E7.........Bb..................Dm..........F............Am

بزار بین من و تو دستای ما           پلی باشه واسه از خود گذشتن
 

Intro : Am, Dm6, E7, Am

Am.......E7............Dm...........Am...........Dm.....................Am

تو رو می شناسم ای شب گرد عاشق        تو با اسم شب من آشنایی

Am.........E7........Dm.....................Am..........Dm.............Am

از اندوه تو و چشم تو پیداست                    که از ایل و تبار عاشقایی

Am.......................................G............F.......................Am

تو رو می شناسم ای سر در گریبون           غریبگی نکن با هق هق من

Am.....................................................G..........F...............Am

تن شکستتو بسپار به دست                    نوازش های دست عاشق من

Intro : Am, Dm6, E7, Am

Am..........................................E7..........................Am

به دنبال کدوم حرف و کلامی          سکوتت گفتن تمام حرفاست

Am..............................................E7.........................Am

تو رو از تپش قلبت شناختم            تو قلبت ، قلب عاشقای دنیاست

Am....................................E7..............................Am

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه      منو به جشن نور و آینه بردی

Am................................................E7..........................Am

چرا از سایه های شب بترسم         تو خورشیدو به دست من سپردی

 

C..........................G7........Dm............................A7

بذار قسمت کنیم تنهایی مونو      میون سفره ی شب تو با من

Am.........E7.........Bb..................Dm..........F............Am

بزار بین من و تو دستای ما           پلی باشه واسه از خود گذشتن
 

Am...E7...........Dm...........Am.........Dm.............Am

کمک کن جاده های مه گرفته         منه مسافرو از تو نگیرن

Am......E7...............Dm..........Am.........Dm.............Am

کمک کن تا کبوتر های خسته         روی یخ بستگی شاخه نمیرن

Am.................................G.............F...............Am

کمک کن از مسافرهای عاشق       سراغ مهربونی رو بگیریم

Am........................................G........F.................Am

کمک کن تا برای هم بمونیم            کمک کن تا برای هم بمیریم

C................................G7........Dm............................A7

کسی به یاد مریم های پر پر          کسی به فکر کوچ کفترا نیست

Am.........E7.....................Bb..............Dm..........F............Am

به فکر عاشقای در بدر باش           که غیر از ما کسی به فکر ما نیست


سلام به همه ی دوستای گلم  

 

خیلی مخلصیم   

میخوام از هفته دیگه شروع کنم مطالبی در مورد موسیقی بزارم.البته گیتار چون ساز  

 

خودمم هست.حالا دوست دارم نظراتتون را بکار ببرم.پس منتظر نظراتتون هستم  

  

با تشکر از همه ی شما

دهقان فداکار پیر شده .

چوپان دروغ گو عزیز شده .

شنگول ومنگول گرگ شدن .

کوکب حوصله مهمون رو نداره .

کبرِی تصمیم گرفته دماقش رو عمل کنه .

روباه آبدارچی شده .

رستم اسبش رو فروخته یه موتور خریده با اسفندیار می ره کیف قاپی.

آرش کمان گیر معتاد شده .

شیرین" خسرو وفرهاد رو پیچونده با دوست پسرش رفته اسکی.

واقعاْ چه به سر ایران وایرانی آمده

بین من و تو فاصله یعنی عشق

حتی فراق و حوصله یعنی عشق

نقد دلم به نسیه ی دیدارت

زیبای من ! معامله یعنی عشق

ناکام مانده جبر زمان ، حتی

در حل این معادله ، یعنی عشق

بار دگر مرا متولد کرد

قابلترین قابله یعنی عشق

شوری فتاده در همه ذرات

آغاز فصل چلچله یعنی عشق

یک نیمه شب به پای دلم بنشین

راز و نیاز و نافله یعنی عشق

من این غزل به وزن تو می گویم

با قیمتی ترین صله یعنی عشق

باید تلافی شب هجران کرد

روز وصال هم گله یعنی عشق

باید رسید ، مسلک ما این است

صحرا و خار و آبله یعنی عشق

تنها هدف ، خرابی دلها بود

طوفان و سیل و زلزله یعنی عشق

شمع بود، اما کوچک بود. نور هم داشت اما کم بود


شمعی که کوچک بود و کم، برای سوختن پروانه بس بود


مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.  

 

و زمین پر از شمع و پروانه شد.
 

پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند


خدا گفت: شمعی باید دور، شمعی که نسوزد، شمعی که بماند.
 

پروانه ای که به شمع نزدیک می شود، عاشق نیست


شب بود، خدا شمع روشن کرد


شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود


شمع خدا پروانه می خواست. لیلی، پروانه اش شد


بال پروانه های کوچک زود می سوزد، زیرا شمع ها، زیادی نزدیکند.
 

بال لیلی هرگز نمی سوزد. لیلی پروانه شمع خداست.
 

شمع خدا ماه است. ماه روشن است؛ اما نمی سوزد.
 

لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد  

کودک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم،اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش رااز نگاهش میشد خواند،اما اکنون اگر

 فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد ودلخوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.

سکوت ((پر))بهتر از فریاد ((توخالی)) نیست؟

فکر میکنیم کسی هست که سکوت ما را بشکند اما افسوس که انتظار بی فایده است.

آنقدر از گذشته ات سر افکنده ای که نمی توانی به آینده بیندیشی و آنقدر صهبای

 نفس سر کشیدی که جایی برای خدا نگذاشتی.

آنقدر در زندگی دویدی که آخر هم بدهکار شدی. چه شد که دلپاک آمدی و روی

 سیاه خواهی رفت،حال تویی و روزنه امید بخشش پروردگارت.اویی که سالهاست

که فراموشش کرده ای اما باز هم تو را میخواند.

با تو ، از نام تو هم آبی ترم

خلوتی سرشار از نیلوفرم

عشق ، همرنگ نگاهت می شود

وقتی از چشم تو ، نامی می برم

لحظه های تازه ات را مثل گل

می گذارم لابه لای دفترم

وقتی از دست زمین و آسمان

لعنت و دشنام ، می ریزد سرم؛

خستگی های خودم را ، پیش تو

در کنار دفترم می گسترم

بعد از آن ، حرف دلم را بیت بیت

اندک اندک ، بر زبان می آورم

ما دو تا ، از خویش خالی نیستیم

تو لجوجی ، من پر از شور و شرم

گرچه تو از من ، کمی شیدا تری

من هم از تو ، اندکی عاشق ترم

تو اگر یک لحظه پروازم دهی

شاید از هفت آسمان هم ، بگذرم

...

سلام به همه ی بر و بچ 

 

امیدوارم تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشته باشید.بعد چند روز اومدم 

میخوام برای اولین مطلب سال جدید نظر خواهی کنم.هر مطلبی را که دوست دارید 

 

 بگید براتون بزارم.منتظر نظرات مهم شما هستم 

   نوروز باستانی را به همه ی ایرانیان تبریک میگم 


    مخصوصاٌ به دوستای گلی که بیادم بودند

 

 

عشق چیست ؟ 

 

 

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من درین تاریکی
من درین تیره شب جانفرسای
زائر ظلمت گیسوی توام
....
گیسوان تو ، پرشان تر از اندیشه ی من
گیسوان تو ، شب بی پایان
جنگل عطر آلود
.....
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو ، من
بوسه زن بر سر هر موج ، گذر میکردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر میکردم
....
من هنوز از اثر عطر نفس های تو
سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پرپیچ تو راهی می جست
چشم من ، چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
....
شب تهی از مهتاب
شب تهی از اختر
ابر خاکستری بی باران پوشانده
آسمان را یکسر
ابر خاکستری بی باران دلگیر است
و سکوت تو ، پس پرده خاکستری سرد کدورت ، افسوس
سخت دلگیر تر است
....
شوق باز آمدن سوی توام هست ، اما
تلخی سرد کدورت در تو
پای پوینده ی راهم بسته
ابر خاکستری بی باران
راه بر مرغ نگاهم بسته
....
وای ، باران ، باران
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش ترا خواهد شست ؟